پسر عمّه
ایشان پسـرعمه ام بودنـد، بـه همیـن خاطـر شـناخت نسـبت بـه ایشـان داشـتم. عمـه ام به اتفـاق پـدر شـهید به خانه ی مـا آمدنـد. شـخصی مناسـب بـود و مـردم روسـتا از او به عنـوان انسـانی متعهد و متدین یاد میکردنـد. بـه همیـن دلیـل مـن هـم ایشـان را شـخصی مناسـب و شایسـته بـرای زندگـی یافتـم. مـن 1۶ سـال بیشـتر نداشـتم کـه باهـم ازدواج کردیـم.
