تئاتر شهریار

شهریار به جبهه اعزام شدیم و قرارگاه تبلیغات جنگ مستقر در اسلام آباد غرب گروه را برای اجرای نمایش به مهاباد لشکر ویژه شهدا فرستاد ما در اونجا به مقرهای متفاوتی می رفتیم و بعد از اجرای نمایش به محل لشکر برمی گشتیم بعد از اینکه اغلب مقرهای لشکر ویژه شهدا را رفته بودیم روز آخر درمحل خود لشکر نمایش را اجرا کردیم و مورد استقبال رزمنده ها قرار گرفت درنتیجه خبرش به فرمانده لشکر رسیده بود و شاید هم بصورت ناشناس دربین رزمنده ها برای دیدن نمایش آمده بود،بالاخره ما وسایل مون را جمع کردیم و آماده برگشتن بودیم، که جناب ظریف برادر پاسداری که مسئولیت مارا بعهده داشت شتابزده وارد چادر محل اقامت ماشد وگفت بچه‌ها فرمانده لشکر میخواد باشما ملاقات داشته باشه، همگی با یک خوشحالی وصف ناپذیری به محل دفتر فرماندهی لشکر ویژه شهدا رفتیم، همه ما داخلی یک اطاقی که کفش موکت بود ودر حاشیه های اطاق پتو زیرانداز پهن شده بود خیلی ساده و اما تمیز، نشستیم و منتظر آمدن فرمانده،!!!! جالبه هیچ کدوم تا اون موقع چهره فرمانده لشکر را ندیده بودیم وقطعا ایشون را نمی شناختیم!!! بچه‌ها مودبانه دور اطاق نشسته بودیم و شوخ طبعی بچه‌ها گل کرد وهر کسی،، از منظر خودش فرمانده را توصیف می کرد مثلا یکی میگفت الان یکی وارد میشه با ۲متر قد!!! دیگری ،،،،ودیگری،،،،،و،،،، اطاق را شش اطاق کردن و،،، تااینکه صدای بلندی داد زد برادرا لطفا یک صلوات بفرستید، صدای برادر ظریف مسئول گروه بود، بچه‌ها سکوت کردن و هرکدام مودبانه درحالیکه نمیتونستن جلوی خنده شون رو بگیرن گوشه ای نشستیم، ومتوجه وجود یک برادر پاسداری شدیم با چهره ای فوق العاده زیبا با لبخندی ملین برلب آنقدر جذاب بود، که همه محو تماشای اوبودیمرفتار و قیافه ما آنقدر تابلو بود، که برادر ظریف او را اینگونه معرفی کرد، بچه‌ها ایشان برادر کاوه هستن وحتی از گفتن عنوان مقام او حیا کرد، واین رمزی و راز نهفته ای بود که در وجود شخصیتی چون کاوه بود، که دیگران در محضرش از برشمردن جاه و مقام ومرتبت و،،، او عاجز میشدن!!!!!!! واو برای ما سخن گفت و هرآنچه گفت از امام خود گفت و هنر را از زبان وکلام امام برایمان تداعی کرد درنتیجه بهترین و ارزنده ترین هدیه را به گروه ما اهدا نمود همان قاب عکس امام ره که در تصویر است، ودر نهایت با اخلاص وصف ناپذیر با بچه‌ها عکس یادگاری گرفت، درحالیکه از زخمی که بر دست داشت، رنج می برد!!!!!!! او سردار سرافراز اسلام شهید محمود کاوه فرمانده لشکر ویژه شهدا بود.یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

بچه های کاشمر در محل مقر لشکر ویژه شهدا
۱- سردار شهید محمود کاوه
شهادت:
شهریور ۱۳۶۵ عملیات کربلای ۲
منطقه حاج عمران
گلزار بهشت رضا(ع)۲- هنرمند شهید دانش آموز
محمدرضا ساعدی
شهادت:
۱۳۶۵/۰۴/۱۰ عملیات کربلای یک مهران
گلزار شهید مدرس(ره)ایستاده از راست: آقایان سیدمحمد باهوش
ظریف
معصومی
سردار شهید: محمود کاوه فرمانده
لشکر ویژه شهدا
علی اصغر زینعلی
هنرمند شهید: محمدرضا ساعدی
مجید مقدم: مدیر کانون بسیج فرهنگینشسته از راست:
حامد معماریان
قاسم نداف
مجتبی بهرامفر

کانال ایتا ؛ قاب ماندگار