خدمت شما عرض شود که ما اصولاً ۲تا برادر بودیم و ۴ تا خواهر . برادران اصولاً ما خب برادر کوچکتر ما که علی اصغر بود، شهید علی اصغر که فک می کنم تقریبا ۱۴سالش بود که رفت به جبهه و سال اول هم به عضویت در سپاه در آمد . پاسدار شد و ایشان تقریباً از ۸سال دفاع مقدس را تقریباً حدود ۷/۵ سال در جبهه بود و کلا از مناطق جنگی یک مدت خیلی کوتاهی آمد اینجا؛ فقط مگر موقع مرخصی چون در حدود ۱۴تا جوری که هم رزم هایش گفتند ، خودش که اصلا هیچ وقت هیچ چیز نمی گفت و هر وقت سوال می کردیم که شما چه کار می کنی در جبهه ، می‌گفت من یک بسیجی عادی ام ولی خب هم رزم هایش گفتند یک مدتی فرمانده نیروی دریایی سپاه بوده و پست های مهمی داشته است.

ولی او هر موقع ما سوال کردیم گفت من یک بسیجی ام. بعد به خدمت شما عرض شود که طوری که هم رزم هایش گفتند که حدود ۱۴_۱۵ عملیات ایشان به عنوان فرمانده در عملیات شرکت داشته.

حسین هم که به شما عرض شود که در ۲ مرتبه به جبهه اعزام شد و در… البته ۳مرتبه که یک مرتبه اش تقریبا همان مرحله کربلای ۴ بود که ناموفق بود و آمدند و نیرو ها را آزاد کردند و آمدند و بعد از چند روز دوباره فراخوان دادند که این ها رفتند و خب در کربلای ۵ هم که ایشان به فیض شهادت نائل آمد.