خدایا، این قربانی را از ما قبول کن!
مادر شهید، سکینه شهرآبادی میگوید: وقتی خبر شهادت علی اصغر را شنیدم، گفتم: خدایا، قربانی را که من دادم قبول کن، ما راضی هستیم.
وقتی علی اصغر به دنیا آمد، یک دست من فلج بود و او را با یک دست بزرگ کردم. دو ماه در روستای شهرآباد ماندم تا مادرم پسرم را قنداق کند، تا مبادا به خاطر قنداق نکردن، پای علی اصغر کج شود. او خودش به شهادت علاقه داشت و من به شهادت او افتخار میکنم.
